ازدواج پسر 24 ساله با پير زن 82 ساله ...........

این خانم 82 ساله از دوستان خانوادگی این پسر بوده و هنگامی که مادر این پسر می میرد عشق این دو شکل می گیرد و به یکدیگر علاقمند می شوند و هیچ چیزی باعث نمی شود که تفاوت سنی 58 ساله ایندو باعث بوجود آمدن مشکلی برایشان بشود.

منبع مطلب:http://razhaa.blogsky.com/1389/11/30/post-1126/

هنگامی که خدا زن را آفريد...

هنگامی که خدا زن را آفريد به من گفت: اين زن است. وقتي با او روبرو شدي، مراقب باش که ...

 

اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع كرد و چنین گفت: بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نكني. سرت را به زير افكن تا افسون افسانة گيسوانش نگردي و مفتون فتنة چشمانش نشوي كه از آنها شياطين ميبارند. گوشهايت را ببند تا طنين صداي سحر انگيزش را نشنوي كه مسحور شيطان ميشوي. از او حذر كن كه يار و همدم ابليس است. مبادا فريب او را بخوري كه خدا در آتش قهرت ميسوزاند و به چاه ویل سرنگونت ميکند مراقب باش....

 

و من بي آنكه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفريد، گفتم: به چشم.

 

شيخ انديشه ام را خواند و نهيبم زد كه: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است و اين از لطف خداست در حق تو. پس شكر كن و هيچ مگو....

 

گفتم: به چشم.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

سلام

دوستاي خوبم نمرات درس

طراحي وب و برنامه نويسي

هم اعلام شد

براي ديدن نمرات به ادامه مطالب بريد

ادامه نوشته

اعلام نمرات

سلام، 

       بلاخره انتظارها به پایان رسید و دو تا از نمرات اعلام شد. درس        ساختمان داده ها و زبان...

     با آرزوی موفقیت برای همه شما لینک نمرات رو میگذارم که ببینید

    ساختمان داده ها  کلاس اول 68201 اینجا را کلیک کنند


    ساختمان داده ها کلاس دوم 68202 اینجا   را کلیک کنند

 زبان خارجی کلاس اول 68211 اینجا  را کلیک کنند

 زبان خارجی کلاس دوم 68212 اینجا را کلیک کنند

باز هم تولدی دیگر!!!

سلام،

       تولد، تولد، بازم یه تولد دیگه! این بار نوبت دوست گلمون امینه. امبن میرمجیدی که دیگه همه میشناسینش.

یکی از با اخلاق ترین بچه های کلاس که فکر نمیکنم کسی تا حالا اخماشو دیده باشه! 

امین بر خلاف ظاهر آرومش تو برنامه های جمعی خیلی پر جنب و جوشه. و اصولا تو همه فعالیت های جمعی پایه ثابت بوده. (البته به از خودم نباشه) ! 

امین جان تولدت مبارک!!!!!

مهربان باش

 

 

 

 

مهربان باش


مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.


اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.


اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.


اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.


آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.


اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.


نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.


بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.


و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.


دکتر علی شریعتی

در پناه حق

تولدی دیگر!!!

سلام،

        امروزم تولد یکی دیگه از دوستامونه که فکر میکنم همه بشناسینش. مهرداد ترابی که همه به عنوان یه بچه خوش اخلاق و آروم میشناسنش. از علایقش و خصوصیاتش اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. همین عکسشم من از فیس بوکش کش رفتم ! خدا منو ببخشه!!!!!

               

بینین چه نازه!

هر کسی که دوست داره یه یادگاری واسش بنویسه....

ولنتاین یا سپندارمذگان؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد


تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند یعنی ۲۵ بهمن ماه (ولنتاین) و ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان) !

چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک، شکلات و … در کشورمان باب شده است. اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در این روز باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند ...

لطفا در ادامه مطلب با من همراه باشین...

ادامه نوشته

نسخه یادتون نره!/نامه ای از یک نی نی معترض !

خانمی وارد داروخانه می‌شه و به دکتر داروساز می‌گه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه می‌گه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح می‌ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه.
چشم‌های داروسازه چهارتا می‌شه و می گه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد..... هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد 
بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟!
 

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید!!!

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

پارتی لو رفته در شمال تهران

 سلام،

     امروز میخوام یه خبر جنجالی بزارم تو سایت که ببینین ما تو چه جامعه ای داریم زندگی میکنیم.

این بار مستند و نه فقط به صورت خبر. تصاويری که امروز براتون در نظر گرفتم از اين مراسم لهو لعب گرفته شده است.اكثر دختر و پسرهای حاضر در اين پارتی در زمان دستگیری در حالت زننده ای در كنار هم خوابيده بودند.

خودتون ببینید و قضاوت کنید....

پیشاپیش از زنده بودن این تصاویر عذر خواهی میکنم.

ادامه نوشته

؟؟؟

اینو یه جا خوندم دیدم باحاله گفتم بذارم شمام بخونین.....

ژوله یکی از نویسندگان اصلی سریال قهوه تلخه...


اغفال هفته

فارس گزارش داد منابع خبری عبری از دستگیری یک افسر ارتش اسرائیل به دلیل اغفال چهار هزار دختر نابالغ برای رابطه جنسی خبر داده‌اند.

والا ما هرچقدر پیش خودمان دو دو تا چهار تا می‌کنیم، می‌بینیم هرچقدر هم این افسر خوبی بوده باشد و هرچقدر هم این دختران نابالغ بوده باشند، باز هم نمی‌شود. احتمالا دوستان یا چهار هزار نمی‌دانند چند است یا رابطه جنسی نمی‌دانند چیست، یا تا به حال اغفال نشده‌اند.

نام هفته

دوستان جشنواره حجاب و عفاف اعلام کرده‌اند قرار است مدل‌های مو به نام استان‌ها نام‌گذاری شوند.

خبر هم خیلی جدی است، ما هم خیلی جدی هستیم. قرار هم هست هفته دیگر سرمان را مدل چهارمحال و بختیاری کوتاه کنند، یک پشت مو بدهیم قزوینی بگذارند، فرقش را هم لرستانی باز کنند. یک سشوار کهگیلویه و بویراحمدی هم بزنیم، تهرانی که شدیم، برویم پارتی.

اعتراض هفته

گویا جدیدا عده‌ای اعتراض کرده‌اند که چرا به تازگی به جای نقوش اصیل ایرانی، تصاویر آشوارای و آنجلینا جولی و نیکول کیدمن بر روی فرش‌ها بافته می‌شود.

راست می‌گویند دیگر. بی‌شعور آدم روی تصویر آنجلینا جولی راه می‌رود؟ آدم آنجلینا جولی را اخبارش را پی‌گیری می‌کند، فیلم‌های تلویزیونی‌اش را تماشا می‌کند، اخبارش را پی‌گیری می‌کند، موفقیت‌هایش را تحسین می‌کند، حتی اخبارش را پی‌گیری می‌کند. دیگر خیلی خواست کار هنجارشکانه بکند... همان اخبارش را پی‌گیری می‌کند.

اعتمادبه‌نفس هفته

عزت‌الله ضرغامی ضمن حضور در شبکه‌های زد دی اف و آردی آلمان در شهر اشتوتگارت اعلام کرد صدا و سیما و این مجموعه‌ها، سه مجموعه قدرتمند هستند.

صاحب‌نظران در این زمینه اعلام کردند این سه نفر رو کجا می‌برید؟

سرعت هفته

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو محترم شورای عالی محترم انقلاب فرهنگی و سخنران محترم و محبوب سیما در جمع تعداد زیادی از بانوان محترم افزود: «هم‌اکنون برخی خانم‌ها می‌گویند بچه‌دار نمی‌شویم برای این‌که هیکل‌مون به هم می‌خوره. ای مرده‌شور این هیکلت رو ببرن. هیکل رو می‌خوای برای آخرت؟ تو این هیکل رو می‌خوای چی‌کار کنی؟ غیر اینه که هیکل‌ات رو می‌خوای ببری تو قبر یا این‌که می‌خوای هیکل‌ات رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکل‌ات برای شوهرته و برای بچه آوردن.»

این آقای رحیم‌پور ازغدی علاوه بر این‌که خیلی باادب و شیرین‌بیان است، سرعت بسیار خوبی هم دارد. دوستان قدیم‌ها تا حریم خصوصی پیش می‌آمدند، الان حریم را رد کرده‌اند، رسیده‌اند به خصوصی.

به نظرم یک سرعت‌گیر برای ایشان بگذارند تا شخصا نیامده بالای سرمان.

منبع : هفته نامه ۴۰چراغ شماره ۳۹۵ / امیر مهدی ژوله

 

درپناه حق

سوژه های داغ وطنی!!! part 4

سلام،

      سری جدید عکسهای وطنی که دیگه نیاز به توضیح نداره! با هم ببینیم...

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

چگونه یک زن را خوشحال کنیم؟ !!!! ...  

براي خوشحال کردن يک زن ، يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :

1. يک دوست
2. يک همدم
3. يک عاشق
4. يک برادر
5. يک پدر
6. يک استاد
7. يک سرآشپز
8. يک الکتريسين
9. يک نجار
10. يک لوله کش
11. يک مکانيک
13. يک متخصص چيدمان داخلي منزل
15. يک متخصص مد
16. يک روانشناس
17. يک دفع كننده آفات
18. يک روانپزشک
19. يک شفا دهنده
20. يک شنونده خوب
21.. يک سازمان دهنده
22. يک پدر خوب
23. خيلي تميز
24. دلسوز
25. ورزشکار
26. گرم
27. مواظب
28. شجاع
29. باهوش
30. بانمک
31. خلاق
32. مهربان
33. قوي
34. فهميده
35. بردبار
36. محتاط
37. بلند همت
38. با استعداد
39. پر جرأت
40. مصمم
41. صادق
42. قابل اعتماد
43. پر حرارت

بدون فراموش کردن :
44. تعريف کردن مرتب از او
45. عشق ورزيدن به خريد
46. درستکار بودن
47. بسيار پولدار بودن
48. تنش ايجاد نکردن براي او
49. نگاه نکردن به بقيه دختران

و در همان حال، شما بايد :
50. توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود داشته باشيد
51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش
52. اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او کجا مي رود.

53. هيچگاه فراموش نکنيد :
بسيار مهم است
* سالروز تولد*
* سالروز ازدواج*
* قرارهايي که او مي گذارد*

چگونه يک مرد را خوشحال کنيم :
1. تنهايش بگذاريد!!!!

 

می گویند در دوران قبل که پاسگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر در آنها از نقاط ديگر برای خدمت منتقل می شدند باید مدت زيادی را دور از اقوام و بستگان سپری می کردند کما اینکه سفر و رفت وآمد به سهولت فعلی نبوده شاید بعضی مواقع حتی در طول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همين خاطر معدود خانه سازمانی در اختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران ديگر قرار می گرفت.

همسر یکی از فرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندين بار از شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند. زن که در این مدت با چگونگی برخورد ماموران زیر دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها برای گرفتن مرخصی و غیره هم کم و وبیش آشنا شده بود به فکر می افتد حالا که همسرش به خواسته وی اهمیتی قائل نمی شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصی برای رفتن و دیدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذی درخواست کتبی به این شرح می نویسد:

ادامه نوشته

اتمام امتحانات

نظرتون در مورد امتحانات چي بود؟

چطور بود؟

در چه سطحي بود؟

كدوم امتحانو از همه بدتر داديد؟

داستان پدری روستایی، و پسرش  

روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد یک مرکز تجاری میشوند. پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟ پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده میگوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیدم، و نمیدانم .
در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند  که با صندل چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد، و دیوار براق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقکی کرد، دیوار بسته شد،  پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و بتدریج تا سی‌ رفت، هر دو خیلی‌ متعجب تماشا میکردند که ناگهان ، دیدند شماره‌ها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، در این وقت دیوار نقره‌ای باز شد، و آنها حیرت زده دیدند، دختر ۲۴ ساله مو طلایی بسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اطاقک خارج شد.

پدر در حالی که نمیتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگی، به پسرش گفت :  پسرم ، زود برو مادرت را بیار اینجا!

پرچم هاي ايران از ابتدا تا كنون

سر فراز باشي ميهن من!!!

ادامه نوشته

نمايشي بي نظير از يك كار گروهي!!!

 

جان من

نه جان من!

 ما انسانها يعني اندازه مورچه ها هم نيستيم.............!!!!!!!!

ادامه نوشته

خیلی چاکریم !!!! ...

http://www.redlink1.com/mydocs/group/141/06.jpg
ادامه نوشته