كامل ترین كتاب شناخت زنـان!!!!


سرانجام پس از قرنها تلاش بی وقفه
كامل ترین كتاب شناخت زنــان در مراحل نهایی نگارش است 

حاصل زحمات هزاران محقق و نویسنده گمنامی
که در این راه پر خطر حتی از جان خویش دریغ نکردند ! 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مملكته داريم...!!!

به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی! مملکته داریم؟

نتیجه انتخابات ۴۰ میلیونی همون شب معلوم میشه، ولی نتیجه کنکور چند صد هزار نفری چند ماه طول میکشه! مملکته داریم؟

هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه ، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید! مملکته داریم؟

اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم! مملکته داریم؟

یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: کارشناس مسائل یمن!
من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده! مملکته داریم؟

پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه! مملکته داریم؟

قبلا برق میرفت بابامون سر فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه!! مملکته داریم؟

خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!! مملکته داریم؟

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته! یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر! مملکته داریم؟ 

طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!؟! مملکته داریم؟
واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ! مملکته داریم؟

واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نییت المپیک لندن! مملکته داریم؟

هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم! مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته! مملکته داریم؟

میگه به خدا راس می گم، طرف میگه نه! اگه راس میگی بگو به جون مامانم! مملکته داریم؟

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمون یا بغل دستیمون ! مملکته داریم؟

ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم؛ نوتلا! بی تو هرگز! بعد خارج که میریم، میافتیم دنبال جنس ایرانی! وای عزیزم! پفک نمکی! مملکته داریم؟

یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی؟؟ مملکته داریم؟

جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن! بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش میدن! مملکته داریم؟ 

طرف سوار اسب شده، عکسشُ گذاشته فیسبوک، میگه اون بالاییه منم! مملکته داریم؟

رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین میگه کرم فقط ساویز داریم. مملکته داریم؟

سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش! مملکته داریم؟

غار علیصدر به قندیلاش معروفه؛ اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخوای چیکار کنی؟ مملکته داریم؟

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها! مملکته داریم؟

بابام نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی میگن!؟ میگه قیافههاشونو که میبینم میفهمم در مورد چی حرف میزنن!! مملکته داریم؟


بغل دستیمون توی هواپيما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «يا ابالفضل»! مملکته داریم؟



خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانتون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاهه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!! مملکته داریم؟

حل تمرين پايگاه داده جلسه 25 ارديبهشت 90

سلام

ميگم اين وبلاگ ما هيچ كارايي نداشته باشه ولي واسه تقلب بازي حرف نداره!

اميدوارم از آماده بودن اين تمرينها استفاده مفيد بكنيد!

خدايي منكه بعد از حلش ياد ميگيرم!

آقاي صمدي ما بچه هاي كلاس بسيار بسيار سپاسگزاريم از لطف شما.

 

http://www.4shared.com/document/DbrzNikb/t2_online.html

تو نیکی می کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز

در پناه حق

تصاویری از حوادث جالب و دیدنی

مدیونین اگه فکر کنین راننده این ماشینا زن بودن!!!!

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون


ادامه نوشته

 شما وقتي ماشين کثيفي مي بينيد چه مي کنيد؟ !!!! ...


الف - روي آن مي نويسيم: مرا بشوييد
ب - روي آن چرنديات مي نويسيم
ج - از کنارش بي تفاوت رد مي شويم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
!!!!! و حالا اين کاريست که اسکات وايد با يک ماشين کثيف ميکند !!!!!!!
.
.

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

پدیده تاچر

به این عکس‌ها دقت کنید، آیا چیز عجیب و غریبی در آنها می‌بینید؟


اگر چیز عجیبی در آنها تشخیص ندادید، باید بیشتر تمرکز کنید!
.
.
باز هم بیشتر!
حق دارید، من هم بار اول اصلا تشخیص ندیدم که این چهره‌ها مشکل اساسی دارند!باور نمی‌کنید؟! پس در ادامه مطلب ببینید...!
ادامه نوشته

عاقبت خيانت در رفاقت

دو نفر به اسم محمود و مسعود باهم رفاقتي ديرينه داشتن، تا جايي كه مردم فكر ميكردن اين دو نفر باهم برادرند. روزي روزگاري مسعود نقشه گنجي رو به محمود نشان داد و با هم تصميم گرفتن كه به دنبال گنج برن. يك روز محمود و مسعود از خانواده شان خداحافظي كردن و رفتن. محمود نقشه اي در سر داشت كه وقتي به گنج دست پيدا كرد مسعود رو از سر راهش برداره و اونو بكشه. بعد از چند روز سختي به گنج رسيدند. و محمود طبق نقشه اي كه در سر داشت مسعود رو كشت و گنج رو برداشت و به خانه اش برگشت.

با آن گنج زندگي اش از اين رو به آن رو شد. ولي زن مسعود كه فهميده بود مسعود به دست محمود كشته شد با نا اميدي به شهر مهاجرت كرد و بعد از ادامه تحصيل در يك بيمارستاني به پرستاري مشغول شد. بعد از چند سال كه آبها از آسياب افتاد محمود به دليل بيماري به بيمارستان شهر ميره و اونجا بستري ميشه اتفاقا زن مسعود هم توي همون بيمارستان كار ميكرد كه يكدفعه ديد محمود توي يكي از اتاقها بستري هست.

رفت توي اتاق و مطمئن شد كه اوني كه بستري هست همون كسي هست كه شوهرش را كشت. اينجا بود كه زن مسعود به فكر انتقام افتاد. از اتاق بيرون رفت و يك سرنگ را پر بنزين كرد و آمد خودش را پرستار كشيك معرفي كرد و سرنگ پر از بنزين را در بدن محمود خالي كرد.

بعد از چند ثانيه حال محمود بد شد و عرق ميكرد در اين لحظه زن مسعود خودش رو معرفي كرد و به محمود گفت تو بودي كه همسرم رو كشتي و حالا من انتقام همسرم رو ازت گرفتم و در بدنت بنزين تزريق كردم. در اين لحظه محمود از روي تخت پايين اومد زن مسعود فرار كرد و محمود به دنبالش مي دويد و با چاقويي كه در دست داشت ميخواست زن مسعود رو هم بكشه. زن مسعود بعد از پايين رفتن پله ها به بمبست رسيد و ديگه راه فرار نداشت، محمود از راه رسيد و با چاقويي كه در دست داشت زن مسعود رو تهديد به مرگ كرد، زن مسعود كه ديگه راه فرار نداشت تسليم شد و روي زانو هايش افتاد و به محمود گفت منو بكش! 

محمود نامرد هم دستان خود رو بالا برد و ميخواست چاقو را در قلب زن مسعود فرو كند، زن مسعود چشمان خود را بست و محمود دستان خود را رها كرد ولي ناگهان در فاصله بسيار كم از قلب آن زن، محمود از حركت ايستاد. زن مسعود چشمان خود را باز كرد و ديد كه محمود از حركت ايستاد و چاقو هم در دستانش هست. ازش پرسيد كه چرا نميزني؟ محمود گفت: بنزينم تموم شد!!!

زخم های مردم بر روی دیوارهای شهر  

این زخم های مردم پایتخت را چه‌کسی می‌بیند!!!؟

کلان شهر تهران، فرصتی با انتهایی ناپیدا برای کسب درآمد و ارتزاق است، البته اگر جنس تان با جنس پایتخت یکی شود و ابایی نداشته باشید که حرام و حلال زندگی تان بالا و پایین شود؛ این پایتخت دوست داشتنی زیر پوستش اتفاقاتی رخ می‏ دهد که هیچ یک از ما خبری از آنها نداریم.


اما بسیاری از آنهاست که هر روز از کنارش عبور می‏کنیم و اگر دلمان گرفته باشد، در نهایت برایش آهی می کشیم. زخم هایی کهنه بر روی پوست شهر که نه تنها درمان نیافته، بلکه روز به روز وسعت پیدا کرده و در نهایت با چرک و خون ظاهرش آنچنان مشمئزکننده شده که هر عابری را وادارد بینی احساسش را بگیرد تا آلودگی مشامش را نیازارد، غافل از آنکه این زخم بر تن همان عابر است و رهگذر ساده دل زخم هایش را بر آینه دیوار می‏ نگرد.

 

ادامه نوشته

فرشته نگهبان

مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي.
مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش.
مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسي را نديد.
بهر حال نجات پيدا كرده بود. به راهش ادامه داد.
به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت : بايست
مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد. بازهم نجات پيدا كرده بود.
مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
مرد فكري  كرد و گفت :
- اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بودي؟
 
 
يا علي

Alpha آشنا هستید؟

Alpha آشنا هستید؟

اگر هستید که خوش به حالتان اگر هم آشنا نیستید

به نفعتونه که آشنا بشید!

شاید اگه همین الان به این سایت برید فکر کنید

با چیزی شبیه یاهو یا گوگل آشنا شدید

ولی ولفرام برای شما چیزی جستجو نمیکنه بلکه

دقیقا به سوالهای شما جواب میده!

Wolfram Alpha searchbox

شما تو این سایت میتونید هر نوع اطلاعاتی که نیاز دارید رو بدست بیارید و

 مطمئن باشید که این اطلاعات تا حد زیادی درست هستن.

شاید جالب ترین سوالهایی که این سایت بتونه جواب بده،

حل هر نوع مساله ریاضی باشه.

 از ساده ترین مسائل ممکن تا انواع انتگرال های معین و نا معین.

 و جالب تر اینه که ولفرام فقط به شما جواب نمیده،

راه حل هم میده!

همین الآن تو سرچ باکس ولفرام بنویسید Integrate

 و جلوی اون سخت ترین تابعی که به ذهنتون میرسه رو بنویسید.

جالبه نه!

 با کلیک بر روی Show Steps میتونید مراحل حل رو هم ببینید.

سوالهای دیگه ای هم دارین ؟

چرا از ولفرام نمیپرسین ؟

میتونین جواب انواع اطلاعات اقتصادی، سیاسی،

جغرافی و علوم شیمی، فیزیک ریاضی و … بدست بیارید.

همین الآن امتحان کنید.

اصلا شاید دلتون بخواد صورفلکی آسمون رو بشناسید یا بخواهید همه ی

 آمار تیم های فوتبال بارسلونا و رئال رو مقایسه کنید یا

مقایسه نرخ تورم کشورها. Wolfram حتی میتونه تو حل کردن جدول و

 یا پیدا کردن وساده سازی نسبت های فامیلی هم کمکتون کنه.

Wolfram Alpha Integrate

اما این سایت در اقدامی جدید میتونه پاسخگوی سوالهای پزشکی شما هم باشه.

 شما میتونید با وارد کردن علائم بیماری تون از نوع بیماریتون اطلاع پیدا کنید

 و

 همچنین با تجویز این سایت خودتون معالجه کنید!

 البته این واضحه که این سایت تنها سایتی نیست

که همچین اطلاعاتی ارائه میده و همچنین واضحتره که

اطلاعات این سایت هرگز نمبیتونه جای دکتر رو بگیره !

با رفتن به قسمت مثالهای این سایت میتونید

انواع اطلاعاتی رو که از این سایت به جوابشون برسید رو ببینید.



موسس این سایت فردی به اسم  استفان ولفرام.
Hossein Madani

معادله



معادله ۱
انسان خواب + خوراک + کار+ تفريح
الاغ خواب + خوراک

 

پس

انسان = الاغ + کار + تفريح

 

وبنابرين

تفريح – انسان = الاغ + کار

 

بعبارت ديگر

انساني که تفريح ندارد = الاغي که فقط کار مي کند

  
*****
 
 

معادله ۲

 

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

 

پس

مرد = الاغ + درآمد

 

و بنابرين

درآمد – مرد = الاغ

 

بعبارت ديگر

مردي که درآمد ندارد = الاغ

 

***** 
  
 معادله 
۳ 
 

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

 

پس

زن = الاغ + خرج پول

 

 وبنابرين

خرج پول – زن= الاغ

 

بعبارت ديگر

زني که پول خرج نمي کند = الاغ

 

  
*****
 
  
 

نتيجه گيري:

 

از معادلات ۲و۳ داريم:

مردي که درآمد ندارد = زني که پول خرج نميکند

 

پس:

 فرض منطقي ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها  تبديل به الاغ شوند..

 و

 فرض منطقي ۲: زنها پول خرج مي کنند تا نگذارند مردها تبديل به الاغ شوند.

 

بنابرين داريم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

 

 

و ازفرضهاي۱و۲ نتيجه منطقي ميگيريم که: 
مرد + زن = ۲ الاغي که با هم بخوشي زندگي ميکنند!

هفته معلم

ببخشيد دير اقدام كردم

گزیده هایی از معلم شهید دکتر علی شریعتی

1: دو بیگانه هم درد از خویش بی درد یا نا هم درد با هم خویشاوندترند

.2:انسان نقطه ای است میان دو بی نهایت: بی نهایت لجن بی نهایت فرشته

3:آن گاه که تقدیر واقع نگردید از تدبیر نیز کاری ساخته نیست.

4:مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

5:اساسا <<خوشبختی>> فرزند نامشروع <<حماقت>> است.

6: اگر توانستی (( نفهمی)) می توانی خوشبخت باشی !

7:جامعه دو طبقه دارد: 1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند 2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.

8:چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است.

9:تمام بدبختی های آدم مال این دو کلمه است یکی داشتن و یکی خواستن

10:چقدر ندانستن ها و نفهمیدن ها که از دانستن ها و فهمیدن ها بهتر است.

11:کیست که تنها آروزی همیشگی اش در این جهان این باشد که تنها چیزی را که از این جهان آرزو می کند از دست بدهد؟

12:آن ها که از در می آیند و می روند چهارپایان نجیب و ساکت تاریخ اند حادثه ها را تنها کسانی در زندگی آدمی آفریده اند که از پنجره ها بیرون جسته اند و... یا به درون پریده اند.

13:چقدر دعا می کنم که: بعضی اصوات را نشنونی بعضی رنگ ها نبینی بعضی افکار را نفهمی بعضی حالات را حس نکنی

14:با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.

15:وقتی در صحنه حق و باطل نیستی وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی هرکجا که خواهی باش چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است

16:حوادث انسان های بزرگ را متعالی و آدم های کوچک را متلاشی می کند.

17:این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی گشوده است: پلیدی پاکی پوچی

18:شرف مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یک بار لکه دار شد دیگر هرگز جبران پذیر نیست

19:چقدر دوست دارم این سخن مسیح را « از راه هایی مروید که روندگان آن بسیارند از راه هایی بروید که روندگان آن کم اند»

20:آدم بالاخره می میره حالا من به اسهال خونی بمیرم بهتره یا به خاطر حرفم؟

21:آن جا که عشق فرمان می دهند محال سر تسلیم فرو می آرد.

22:چاپلوسی یونجه لطیفی است برای درازگوشان دمبه دار خوشحال

23:گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشم ها نفهمند

24:پروانه ی شمع اگر هم چون مرغ خانگی نه بر گرد شمع که در پی خروس می رفت زندگی در زیر پایش رام می گشت و آسمان بر بالای سرش به کام

25:من از دو کار نفرت دارم : یکی درد دل کردن که کار شبه مردهاست و یکی هم از خود دفاع کردن برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است. شجاع به همدرد نیازمند نیست از ناله شرم دارد.

26:برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن و یاس انسان امروزه یاسی است ناشی از آگاهی اش به خویش و خوش بینی انسان در تاریخ زاییده ی جهلش نسبت به خویش است

27:زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.

28:دو پدیده را مردم یا عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی.که این دو ربطی به هم ندارند آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد

29:هرکس – نه تنها – به میزان معلوماتی که دارد عالم نیست بکله به میزان مجهولاتی که در عالم احساس می کند عالم است.

30:انسان به میزان برخورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست بلکه به اندازه نیازهایی که در خود احساس می کند انسان است

31:برای این که قومی خوب سواری بدهد باید احساس انسان بودن از او گرفته شود.

32:چقدر این قفس برایم تنگ است. من تاب تنگنا ندارم !

يا علي

ادامه نوشته

تمرين پايگاه داده ها

سلام بچه ها

سيد محمد رضاي عزيز زحمت كشيده و تمرين پايگاه داده را حل كرده

البته ايشون يه لطف بزرگ كرده و فايل آموزشي اين تمرين رو براي ما فرستاده تا همه استفاده كنيم.

براش آرزوي موفقيت مي كنيم.

http://www.4shared.com/document/iv5alir6/tamrin_access1.html


قال محمد رضا :
لطفاً این فایل رو بذار و زیرش بنویس که
بچه ها سعی کنید خودتون با استفاده از این راهنما تمرین رو انجام بدین
واگر دیدین که نمیتونین تو نظرات مشکل رو بگین هر وقت که من (خودمو میگما) سر بزنم کمکتون میکنم

فرهاد و هوشنگ هر دو بيمار يک آسايشگاه روانى بودند. يکروز همينطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عميق استخر انداخت و به زير آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پريد و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بيرون کشيد.

وقتى دکتر آسايشگاه از اين اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصميم گرفت که او را از آسايشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من يک خبر خوب و يک خبر بد برايت دارم. خبر خوب اين است که مى توانى از آسايشگاه بيرون بروى، زيرا با پريدن در استخر و نجات دادن جان يک بيمار ديگر، قابليت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به اين نتيجه رسيدم که اين عمل تو نشانه وجود اراده و تصميم در توست. و اما خبر بد

اين که بيمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از اين که از استخر بيرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شديم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آويزونش کردم تا خشک بشه...

..................... حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟

...

تک تک نقاشیها با دقت نگاه کنید!

بسیار زیبا هستند و کلی تفکر پشتشان...!

 

یا علی

ادامه نوشته

داستان استرس

ناگهان اون احساس مريضي ميكنه و غش ميكنه و شما اونو به بيمارستان ميرسوني.

استرس زيادي داري

اما نهايتا توي بيمارستان به شما ميگن كه حالش خوبه و شما دارين پدر ميشين.

شما ميگين كه من كه پدر بچه نيستم اما دختر ميگه چرا هستي

شما استرس رو بيشتر حس ميكني

بعد شما تقاضاي تست دي ان اي ميكني و ثابت ميشه كه شما پدر بچه نيستي
دكتر به شما ميگه اصلا نگران نباشيد چون اصولا شما از زمان تولد نابارور بوديد
شما اكنون كاملا و بيشتر از هميشه استرس داري اما خلاص شدي.
اما توي راه خونه،،، داري به سه تا بچه هاي خودت فكر ميكني
حالا به اين ميگن استرسسسسسسسسسسسسسسسسس!!!!!!!!

       ************************


كودكي كه لنگه كفشش را امواج از او گرفته بود، روي ساحل نوشت: دريا دزد است.

مردي كه از دريا ماهي گرفته بود، روي ساحل نوشت: دريا سخاوتمندترين سفره هستي است.

موج دريا آمد و جملات را با خود محو كرد و اين پيام را به جا گذاشت:

 
برداشت ديگران در مورد خود را در وسعت خويش حل كنيم.
 

فقط يك ايراني

فقط يك ايراني


فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره!

فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!

فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش … استفاده کنه!

فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه

فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره

قط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی

فقط یک خانم ایرانیه که توی سوپر مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه ۲۵ سانتی میپوشه

فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!

فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟

قط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا ۲ لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده !

فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه !

فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون ۴ سال داشته باشه چه ۴۰ بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن !

فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه !

فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه ۴۰/۵۰ کیلو اضافه بار دارن !

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران  هتل 5 ستاره دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه

در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم !

فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند

و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره میچرخه!

فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه…!

فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر، می تونه فیلتر رو دور بزنه!


من عاشق كشورم هستم

ولي چه كنم گفتني ها رو بايد گفت!

يا علي

انـتـگـرال

یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!! 
خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!!
میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه...!
بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!!
یه روز معلم محترم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک شکلی رو حساب کنه! 
تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه ... که می بینه همه دارن داد می زنن:
انتگرال بگیر.انتگرال بگیر...!!!

آيا ميدانيد...

ادامه نوشته

20 سال گذشت ...

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ... 
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید : چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟! 
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟! 
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه ... 
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود! 
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...! 

مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم! 

*****************************************

 سخن هفته:وقتی می خوای یک کاری انجام بدی
 اول خوب فکر کن... بعد به حرف دلت گوش بده...، بعد به خدا توکل کن... 
و بعد اون کاری را انجام بده که زنت می گه...!!!