UNIVERSITY OF TEHRAN - INFORMAITION
دانشجویان رشته it - کانون سر دفتران و دفتر یاران
قصه یک زندگی عاشقانه و غم انگیز!!!
2 تا گربه با هم ازدواج کردند:
اوایل زندگی عاشقانه ای داشتند:
اولین
بچشون به دنیا اومد:
دومی هم به دنیا اومد:
اولین قدمهای بچه هاشون:
پدر این خانواده به سختی کار میکرد:
و مادر دنبال خوشگذرونی خودش بود:
بچه ها بدون مراقبت بزرگ شدند و بچه های بدی از آب در اومدند:
یکیشون تروریست شد:
یکی دیگه همش تو کلوب شبانه بود:
کوچکترینشون تصمیم به خودکشی گرفت:
وقتی پدرشون فهمید سکته کرد:
مادرشون هم عقلش رو از دست داد و دیوونه شد:
+
نوشته شده در شنبه ۶ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۴ ق.ظ توسط مجيد ساوالان |
به خدا گفتم : « بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراش مال تو دریا مال من موجش مال تو ، ماه مال من خورشید مال تو ... »
خدا خندید و گفت : « تو انسان باش ، همه دنیا مال تو ...»
من هم مال تو
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
دانشگاه
سلامت
ورزشي
موفقیت
ادبي - فرهنگ و هنر
آزاد
طنز و سرگرمي
نویسندگان
حسین همتی
خانم شیخی
مجيد ساوالان
BLOGFA.COM