گنجشک با خدا قهر بود…

گنجشک با خدا قهر بود 

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .  

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:  

می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که

دردهایش را در خود نگاه میدارد

ادامه نوشته

خواب جماعت

IN THE NAME OF GOD

 

 

6درس زبان - استاد مصلحي

 

بچه ها تمام لينكهايي كه دوستان معرفي كردن رو به وبلاگمون لينك كردم.

مردان موفق!!!

ادامه نوشته

با تاسف بسیار...

   با تاسف بسیار

                  بانو اشرف السادات مرتضایی ملقب به مرضیه     

             در سن ۸۵ سالگی بر اثر بیماری سرطان در گذشت

ادامه نوشته

؟؟؟؟

اگه خارجی‌ها به هواپیما‌های ایران بنزین ندهند

 مشکلی پیش نمیاید



متخصصین ایرانی این مشکل را این طوری حل کردند

 البته:

 البته :

 البته :

یه ذره سرعت هواپیما کمترمیشه ولی عیب نداره

 


سلام بچه ها

با توجه به صحبتهايي كه روز يكشنبه بعد از كلاس ساختمان داده با يه سري از بچه ها شد من به اين نتيجه رسيدم كه يك معذرت خواهي به همتون بدهكارم

بچه ها  ِ رو جنبه ي من بيشتر از اينها حساب كنيد،هر وقت انتقاد داشتيد به صورت نظر خصوصي حتما حتما حتما بهم بگيد .

بازم شرمنده

 

ادامه نوشته

HTML

سلام

اميدوارم شما هم مثل من از كلاس استاد آقا رضي فيض برده باشيد

اينم جزوه   Html

ديگه لازم نيست كتاب تهيه كنيد.

 

دانلود جزوه آموزش گام به گام Html

ياعلي

چه کسی موثرتر است، زن یا مرد؟ !!!! ...

توماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ،

 میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند

که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید

 و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط

 یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزین را پر

و روغن اتومبیل را بازرسی کند.سپس ...

برای رفع خستگی پاهایش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت.


او هنگامی که به سوی اتومبیل خود باز می گشت ، دید که

متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفتگو هستند.

 وقتی او به داخل اتومبیل برگشت ، دید که متصدی پمپ بنزین دست تکان می دهد

 و شنید که می گوید :” گفتگوی خیلی خوبی بود.”
پس از خروج از جایگاه ، هیلر از زنش پرسید که آیا آن مرد را می شناسد.

او بی درنگ پاسخ داد که می شناسد.آنان در دوران تحصیل به یک دبیرستان

 می رفتند و یک سال هم با هم نامزد بوده اند.


هیلر با لحنی آکنده از غرور گفت :” هی خانم ، شانس آوردی که من پیدا شدم .

 اگر با اون ازدواج می کردی به جای زن مدیر کل، همسر یک کارگر پمپ بنزین شده بودی.


” زنش پاسخ داد :

” عزیزم ، اگر من با او ازدواج می کردم ، اون مدیر کل بود و تو کارگر پمپ بنزین .”

 

باتشكر فراوان از حسين نوروز زاده


درضمن اين آخرين مطلب ارسالي در مورد اين بحث به راه افتاده در وبلاگ است

ديگه تابستان تمام شد و بايد به درسامون برسيم

ياعلي
 

تولدتون مبارك

 

محمد رضا جان ۳۰/۶

 

 مجيد جان ۲۸/۶

 

 

  

 

تولدتون مبارك

تغيير دنيا يا تغيير نگرش...؟؟؟؟!!!

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.
وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد .... که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.

وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.
همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.
پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.
بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید.
راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته؟
مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته."

مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.
برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.

برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر چشم اندازت(نگرش) میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.
تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان(نگرش) ارزانترین و موثرترین روش میباشد.

 

باتشکر از دوست خوبمون حسین نوروز زاده

درپناه حق

CPR

 

خانم جوان 25 ساله اي در اثر ایست قلبی فوت کرد... مرگش خیلی زیاد خانواده اش رو متاثر کرد. او وقتی دچار حمله قلبی شد درخانه تنها بود و کسی نبود که با یک

CPR ساده جانش را نجات بدهد. 


در ادامه  با   CPR  آشنا میشوید...


ادامه نوشته

5 شهريور 1389 را به خاطر بسپاريد...

دو کره ماه در تاریخ  5 شهریور 1389

... ماه و مریخ ...

 
 روز 5 شهریور تمام دنیا در انتظار ...

کره مریخ به بالاترین درجه درخشش درآسمان شب در 5 شهریور خواهد رسید ... اون به اندازه کره ماه با چشم غیر مسلح بزرگ به نظر خواهد رسید ... این وقتی است که در روز 5 شهریور کره مریخ به فاصله 34.6 میلیون مایلی خود به زمین میرسد ... حتما در راس ساعت 12:30 نیمه شب آسمان را تماشا کنید ... به نظر خواهد رسید که آسمان  دو ماه دارد !!!

این امر 1200 سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد ...

هیچ انسان زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید ...


این همان شایعه ای است که این روزها در محیط مجازی خیلی سر و صدا به پا کرده ... سایتها و وبلاگهای گوناگون خبر از این پدیده می دهند که هر 1200 سال یکبار اتفاق میافتد.

اما آیا این شایعات درست است ؟؟!؟! ....

ادامه نوشته

آواز ملكوتي .....

 

سلام

این پست موسیقی سنتی از ۲بخش تشکیل شده:

در بخش اول به طور کلی با تعدادی از سازهای ایرانی آشنا میشیم. برای این که پست طولانی نشه و شما بتونید براش وقت بذارید! دسته بندی کلی رو به همراه تعدادی از تصاویر آنها براتون گذاشتم.

در بخش دوم دانلود ربنای استاد شجریان رو گذاشتم برای این که امسال هم شور و حال و معنویت لحظات افطار با شنیدن آواز بی نظیر استاد چند برابر بشه... در مورد آواز ربنا هم میتونید مطالبی رو بخوانید...

لحظات معنوی پرباری رو براتون آرزومندم

 
ادامه نوشته

داستان كوتاه

 

اسمش فلمينگ بود . کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشتزده اي رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست. فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت  پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش داد. نجيب زاده گفت: ميخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات داديد. کشاورز اسکاتلندي گفت: براي کاري که  انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد. در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد: اين پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد. بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد. سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين.

 اسم پسر نجيب زاده  چه بود؟ وينستون چرچيل

 

درپناه حق

ماه مبارك رمضان

 

الو، سلام!

منزل خداست؟

این منم: مزاحمی که آشناست.

هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست.

شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است!به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست؟

الو...الو...دوباره قطع و وصل می شود.خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟!!

ramezan

 

یه آیه ای از قرآنه که خیلی دوستش دارم:

(ای محمد،) و چون بندگان من از تو درباره ی من بپرسند، : همانا من (به آنها ) نزدیکم و دعای دعاکننده را وقتی مرا بخواند پاسخ می دهم، پس آنها نیز دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند...

قبلنا یه زمانی بود که واقعا احساس تنهایی می کردم و از همه چیز نا امید بودم. وقتی این آیه رو پیدا کردم اینقدر حس خوبی بهم دست داد که انگار خدا همون جا کنار من نشسته بود و اینقدر وقت و حوصله داشت تا همین طور به من نگاه کنه، بذاره سر روی شونه هاش بذارم،به حرفام گوش کنه و گاهی نوازشم کنه به نشانه ی اینکه من تنها نیستم... اون موقع واقعا حالم سرجاش اومد.

امروز برای گذاشتن این پست دنبال یه آیه ی به خصوصی توی قرآن می گشتم که یهو همین آیه رو دیدم.متوجه شدم که این آیه دقیقا بعد از آیاتی اومده که در مورد رمضانه. همین ۳۰ روزی که از آغاز شده ....

ای اهل ایمان، روزه بر شما مقدر شد چنان که بر امت های گذشته مقرر شده بود، باشد که پرهیزکار شوید.(۱۸۳ بقره)

درپناه حق

حكايت

حکایت

 يه سخنران معروف سمينار خود را با بالا گرفتن يك 20 دلاری آغاز نمود.

او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد : کی اين اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟ دست ها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت : من می خوام اين 20 دلاری رو به يکی از شما بدم. اما اول بذارين يه کاری بکنم.

سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد : کسی هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد ؟ باز دست ها بالا رفت.

او اينگونه ادامه داد : خب ، اگر من اينکار رو با اسکناس بکنم چی ؟ و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد. سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت : هنوز کسی هست که اين 20 دلاری رو بخواد؟ اما هنوز دست ها در هوا بود.

 سخنران گفت : دوستان من ، همگی شما يک درس با ارزش فرا گرفتيد. شما بی توجه به اينکه من چه بلايی سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ چيز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار می ارزيد.

خيلی از اوقات در زندگيمون ، ما بوسيله تصميم هايی که می گيريم و شکست هایی که برامون پيش مياد ، پرتاب ، مچاله و به زمين ماليده می شيم . در اين جور مواقع احساس می کنيم که ارزش خود را از دست داده ايم. اما مهم نيست که چه اتفاقی افتاده يا خواهد افتاد ، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهيد : تميز يا کثيف ، مچاله يا صاف ، باز هم شما از نظر اونايی که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادی دارين..

 

ارزش انسان به داراییهاش نیست چون

 

با پول می توان خانه خرید ولی آشیانه نه...رختخواب خرید ولی خواب نه....ساعت خرید ولی زمان نه...کتاب خرید ولی دانش نه...مقام خرید ولی احترام نه....دارو خرید ولی سلامتی نه...آشنا خرید ولی دوست نه....و بالاخره می توان قلب خرید ولی عشق را نه......

باتشكر از حسين همتي

خبر فوري (كلاس رياضي و فيزيك)

توجه                                                       توجه

خبر فوري

 

5 شنبه کلاس رفع اشکال ریاضی (خانم شفیعی) و فیزیک ( استاد صوتی )
لطفا مسائل و مباحثی را که در آن مشکل دارید در یک برگه A4 بنویسید و سر کلاس بیاورید.
فقط کلاس رفع اشکاله
شوخی و سرو صدا این هفته تعطیل

در ضمن امتحان فیزیکم هماهنگ شد 7 / 6 / 89


2 تا کلاس با هم امتحان میدن

 

باتشكر از حسين همتي

درپناه حق

برترين آهنگهاي سال 2010

 

تاریخچه

نخستین مسابقه یوروویژن در سال ۱۹۵۶ در شهر لوگانو در کشور سوئیس برگزار شد. پس از آن، میزبان مسابقه در هر سال، کشور برنده در مسابقه سال پیش بوده است

.

یکی از مشهورترین آهنگ‌های اجرا شده در یوروویژن، آهنگ «واترلو» اثر گروه سوئدی آبا بود که در مسابقات سال ۱۹۷۴ در شهر برایتون در انگلستان عنوان بهترین آهنگ را به خود اختصاص داد

.

یوروویژن ۲۰۰۸

با پیروزی گروه صربستان در سال ۲۰۰۷، شهر بلگراد در جمهوری صربستان میزبان این مسابقات در سال ۲۰۰۸ بود. در این دوره از یوروویژن ۴۳ کشور اروپایی شرکت کرده بودند و

 

تیم روسیه با آوازی از دیما بیلان توانست مقام اول را به خود اختصاص دهد

یوروویژن ۲۰۰۹

این دوره مسابقات که در شهر مسکو در روسیه برگزار شد با پیروزی نماینده نروژ به پایان رسید.در این دوره از مسابقات برخلاف دورهای گذشته نیمی از آرا در اختیار هیئت داوران بود خواننده آذربایجانی آیسل تیمورزاده و خواننده ایرانی-سوئدی آرش توانستند با یکدیگر در یوروویژن ۲۰۰۹ با ۲۰۷ امتیاز سوم شوند. شعر، آهنگ‌سازی و تهیه‌کنندگی این آهنگ با آرش بود.

 

برو ادامه مطلب

          تا ببيني 

                چه كردم

 

ادامه نوشته

شب امتحان(طنز)

بر هیچ آموزنده و یا جوینده دانش در هر برهه از زمان ، پوشیده نبوده و نیست ، که شب قبل از هر امتحانی ، و آنچه در این شب خوانده ، آموخته و حفظ می شود ، مهمترین و موثر ترین عامل در کسب نمره مقبول و رضایت بخش خواهد بود ! و همگان بر این نکته نیزآگاهند که مهمترین دشمن این شب ارزشمند ، همانا خواب ناز می باشد که با غلبه بر چشمان باز هر محصلی ، آنها را خواهد بست و در نتیجه ، محصلین بیچاره را از برکات این شب گرانبها بی بهره خواهد نمود .

لذا بر آن شدیم تا چند راه از طرق بی شمار مبارزه با این دشمن خونی شب امتحان ، یعنی خواب     را برای شما محصلین عزیز در هر مقطع تحصیلی که می باشید ، از پیش دبستانی گرفته تا فوق دکترا ، بازگو نماییم ، باشد که پس از احراز نمرات بالا و در نهایت ، رسیدن به قله های رفیع علم و دانش و ایضا ثروت ، ما را نیز از دعای خیرتان بی بهره نفرمایید !

 

ادامه نوشته

شیطان راه را نشان داد

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

غذاي‌تان را در 20 تا 25 دقيقه‌ بخوريد

برخي افراد عادت دارند که غذاي‌شان را بسيار آهسته ميل مي‌کنند....

 آيا شما هم اين عادت را داريد و يا در خانواده‌تان کسي هست که آن‌قدر کند غذا بخورد که حوصله همه را سر ببرد؟ خيلي‌ها آهسته غذا خوردن را معادل بي‌اشتهايي و يا بي‌علاقگي به غذا وخوردن آن مي‌دانند، در حالي که تنها يک عادت قابل اصلاح است. درباره اين عادت بايد گفت شايد اين موضوع کمي غيرعادي به‌نظر برسد اما از نظر بهداشت و سلامت مشکل‌ساز نيست؛ يعني عارضه جدي را به دنبال ندارد. اصولا گفته مي‌شود آهسته غذا خوردن سبب القاي احساس سيري در فرد مي‌شود اما گذشتن از يک حد و زماني موجب مي‌شود فعاليت برخي آنزيم‌ها مختل شود. بنابراين اين عادت چندان هم توصيه نمي‌شود اما به هر حال مشکل خاصي ايجاد نمي‌کند. يادتان باشد که بهترين حالت اين است که اجازه بدهيم غذا خوردن بين 20 تا 25 دقيقه طول بکشد تا کاملا احساس سيري حاصل شود.

البته طي اين زمان بايد توجه کنيم که ميزان غذاي معيني را بخوريم نه اينکه با تند خوردن بخواهيم ميزان مصرف مواد غذايي‌مان را در اين زمان افزايش دهيم زيرا در اين صورت افزايش وزن و چاقي حتمي خواهد بود. صرف 20 تا 25 دقيقه براي هر 3 وعده غذاي اصلي توصيه مي‌شود، اگر چه صبحانه مي‌تواند کمي کوتاه مدت‌تر صرف شود. در واقع، اين زماني است که پيام سيري به مغز مخابره مي‌شود و گرچه شايد افراد وقت کافي براي صرف اين زمان را نداشته باشند اما به هر حال اين مدت زمان توصيه شده از سوي متخصصان تغذيه است. پس حداقل روزهايي که وقت بيشتري داريد به رعايت اين قانون توجه بيشتري نشان دهيد. فراموش نکنيد که تنها نخوردن يا زياد خوردن مشکل‌ساز نيست، بلکه تکرار عادت‌هاي نه چندان اشتباه هم مي‌تواند بر وضعيت تغذيه‌تان اثر سوء بگذارد

درپناه حق

زنان سالم‌تر مي‌رانند

 

سرهنگ دکتر عليرضا اسماعيلي استاديار دانشگاه علوم انتظامي/

 مقايسه رانندگي زنان و مردان


زنان سالم‌تر مي‌رانند

ادامه نوشته

سوتي هاي گزارشگران

تو این ایام جام جهانی که همه چشمشون به بازیهاست کار یک سری از افراد خیلی به چشم میاد و اونم گزارشگرای فوتبالن....
شاید همین تو چشم بودن که ناخواسته باعث میشه بعضی وقتها سوتی های وحشتناکی هم بدن...
تو ادامه مطلب چند تا از این سوتی ها رو با هم مرور میکنیم!!!..
فقط با ذکر این نکته که بعضی از این گافها مربوط به قبل از جام جهانی هستند...
 
وقتی گزارشگران  تلویزیون  گاف می دهند
ادامه نوشته

بهشت و جهنم

 

دلخوش عشق شما نيستم اي اهل زمين

به خدا قسم كه معشوقه ي من بالائي ست

 

بهشت و جهنم

فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد.

خداوند دعای او را مستجاب کرد

در عالم شهود او وارد اتاقی شد که جمعی از مردم در اطراف ديگ بزرگ غذا نشسته بودند
همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند.

هر کدام قاشقی داشت که به ديگ می رسيد ولی  دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود
به طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند . عذاب آنها وحشتناک بود !
آنگاه ندا آمد :
اکنون بهشت را نظاره کن

او به اتاق ديگری که درست مانند اولی بود وارد شد ديگ غذا.. جمعی از مردم ...
همان قاشقهای دسته بلند ...ولی در آنجا همه شاد و سير بودند

آن مرد گفت : نمی فهمم !!! چرا مردم اينجا شادند
در حالی که در اتاق ديگر بد بختند؟ با آنکه همه چيزشان يکسان است؟

ندا آمد !!   ندا آمد که ؛

در اينجا آنها  ياد  گرفته اند  که يکديگر  را تغذيه  کنند

هر کسی  با  قاشقش  غذا در دهان  ديگری  می گذارد.

چون  ايمان  دارد 

که  کسی  هست  که  در دهانش  غذايی  بگذارد.

ادامه نوشته

جملات تكان دهنده!!!!!

سلام بچه ها!

لطفا هر جمله اي كه بيشتر نظر شما رو جلب كرد

 با اسم خودتون يه بار ديگه تو قسمت نظرات بنويسيدش!

ادامه نوشته

طلا و مس

فيلم «طلا و مس» داستان طلبه جواني است که همسرش

 به بيماري ام‌اس مبتلا مي‌شود

 و زندگي محقر او با دو فرزند به سراشيبي سخت

 يک بحران مي‌افتد، يک بحران نه چند بحران!

بحران بي‌پولي، بحران گرفتن درس طلبگي

 يا افتادن به خاکي جاده و باختن...

 بيماري‌اي که پايه همه اين بحران‌ها روي آن قد علم مي‌کند:

بيماري «ام‌اس» که زهرا –نگار جواهريان – مادر خانه به آن مبتلا مي‌شد....

 

ادامه نوشته

مسابقه

برای اینکه یه ذره احساس هیجان بهتون دست بده، یه مسابقه هم طراحی کردم...

واقعا کار سختی بود ولی انجام شد..

سوال اینه: این عکسه چیه؟


 تا هر موقع که دوست داشتید فرصت دارید پاسخ هاتون رو ارسال کنید...

مواظب خودتون باشید....

درپناه حق

مژده           مژده

توجه           توجه

 

مژده به بچه هاي گل آي تي دانشكده ي خودمون

 

۱سرويس جديد به نام      چت آنلاين     در وبلاگ اضافه شد

از اين پس دوستان عزيز ميتوانند كه با ورود به وبلاگ خودشون به طور سريع و آنلاين باهمه چت كنند.

چه همكلاسي هاي خودشون چه افراد ديگه.

به اميد آشنايي بيشتر و بهتر

نظر يادت نره

در پناه حق

پدر!

روز پدر مبارك

یا امیر المومنین

 

روز پدر را به همه ي

 

 دوستاي عزيزم چه پدر شدن

 

 چه نشدن

 

چه دوست دارن بشن

 

 تبريك ميگم

 

 

آقاي طهماسبي كه ميخواي دوباره پدر بشي

 روزت مبارك

ادامه نوشته

نامه ابراهام لینكلن به آموزگار فرزندش

نامه ابراهام لینكلن به آموزگار فرزندش


او باید بداند كه همه مردم عادل و صادق نیستند. اما به فرزندم بیاموزید كه به ازای هر شیاد، انسانهای صدیق هم وجود دارند. به او بگویید در ازای هر سیاست‌مدار خودخواه، رهبر با همتی هم وجود دارد. به او بیاموزید كه در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. میدانم كه وقت می‌گیرد اما بیاموزید اگر با كار و زحمت خویش یك دلار بدست آورد بهتر از آن است كه جایی در زمین پنج دلار پیدا كند. به او بیاموزید كه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید. اگر می‌توانید به او نقش مهم كتاب را در زندگی بیاموزید. به او بگویید تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گلهای درون باغچه، به زنبورهای كه در هوا پرواز میكنند دقیق شود.

 

ادامه نوشته

DESCRIBING GOD

ملاصدرا مي گويد :


 خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان


 اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود


و به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود،


 و به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود،


و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود،


و به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود... 


 پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر.


برادر مي‌شود محتاجان برادري را.  


همسر مي‌شود بي همسر ماندگان را


 

نان

دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!

دكتر علي شريعتي

درپناه حق

خدا دوستت داره....

این مطلب به من كه خیلی چسبید....
بخونیدش...


                                                                                                                        درپناه حق

ادامه نوشته

دعوت

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست 

                                               هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

 صحنه پیوسته به جاست

                                                 خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد....

سلام!

این اولین پست رسمی ماست!

من قصد دارم توی این پست به معرفی این وبلاگ- هدفهای متعالی!تاسیس اون -کارهایی که قراره انجام بشه و یه معرفی از کلیات این وب داشته باشم!

اولین هدف ایجاد همچین فضایی توی وب اینه که آیینه ای بسازیم از ۴ سال دانشجویی یه جمع ۶۰-۷۰ نفره تا اتفاقاتی که توی ۴ سال دانشجوییمون داره میفته رو یه جا به صورت یکپارچه داشته باشیم ۴ سالی که شاید خیلی وقتا توی زندگیمون و در آینده دور یا نزدیک بخواهیم بش رجوع کنیم بخواهیم بیاد خاطرات و اتفاقات و ریزه کاری هاش بیفتیم ۴ سالی که یقینا نمیشه از کنارش به سادگی گذشت ۴ سالیکه به عقیده خیلی ها بهترین بازه از زندگی هر کسی که دانشجو بوده /هست(این هست به نهادخط بالا مربوطه!) گفتگو ها -نظرات و پست هایی که توی این فضایی مجازی از ما و شما ثبت میشه نقش همون آینه ی کذایی رو قراره ایفا کنه !

ما سعی میکنیم توی این وب راجع به هر اتفاقی که توی دانشکده میافته صحبت کنیم البته مسلما صحبتهایی که از زبان دانشجویان و بین دانشجویان انجام میشه تا حدودي متفاوته ! چون اینجا یک فضای دوستانه و بدون حد و مرزه که هرکسی در بیان عقایدش آزاده و کسی هم نمیتونه از کسی ایراد بگیره!

از طرفی سعی میکنیم در این راهی که هممون در ابتداشیم یاور!همدیگه باشیم به هم کمک کنیم و کلا در کنار هم باشیم تا بتونیم این جاده ای که پست ترین مقصدش مدرکه رو بهتر بيبنیم و ازش لذت ببریم!

-راجع به درس ها-جزوه ها-واحدها- کلاس ها- دوره ها- آخرین نشست ها و... صحبت کنیم.

علاوه بر این ها سعی میکنیم یه سری پست های آزاد راجع به فرهنگ -هنر و ورزش و .. داشته باشیم که هر بخش میتونه دست یک یا چند نفر از بچه ها باشه !

خلاصه اینکه هرکار که یکی از بچه های دانشکده بخواد بکنه اینجا باشه تا همکلاسی هاش هم در جریان باشن و در اون مطلب سهیم !

اینکه این طرح ما چقدر شدنیه مهم نیست مهم اینه که ما این نیاز رو در خودمون و احتمالا در شما دیدیم که دست به همچین کاری بزنیم این شروع کاره و بلاشک پایانی زیبا خواهد داشت!

الان و در حال حاضر فقط من هستم كه پست ميذارم.بلاشک برای تحقق این هدف به کمک همه ی شما احتیاج داریم چون این وب متعلق به همه شماست و هدفش هم اینه که به صورت گروهی اداره بشه!

پس از هرکسی که فقط "علاقه "داره توی این کار ما رو یاری کنه تاکید میشود تنها شرط وجود تمایله و نیاز به هیچ تخصص خاصی نیست دعوت میشه تا اسم و ایمیلش رو در بخش نظرات وارد کنه تا بشه یه نویسنده وبلاگ و به ما بپیونده !

به عنوان توضیح واسه کسایی که فکر میکنن وبلاگ نویسی خیلی کار شاخیه و وبلاگ نویسا خیلی حاليشونه اينم بگم که وبلاگ نویسی یه کاریه در حد وکالت مجلس یا وزارت کشور که با دیپلمی هم که همتون انشااله دارید قادر به انجامش هستید فقط کافیه شروع کنید تا ...!

در نهایت ما منتظرتونیم تا این کارو با شما ادامه بدیم ..!

(فعلا تا ۱۰ روز از این تاریخ پست رسمي نمیزاریم تا گروه نویسندگان کامل شن و بعد شروع میکنیم!)

 

"دعوت همگاني"

فعلا در پناه حق!

داستان يك كوهنورد

داستان در مورد یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود....

او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد.

ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود

ادامه نوشته

7اشتباه باور نکردنی راجع به خواب

 

بخونيد ، جالبه!

درپناه حق

ادامه نوشته

دنياي وب

سلام دوستان!

دنياي بيكران وب هر روز در حال تغيير و به روز شدنه ؛ بيشك فضاهايي كه در اين وادي بيشترين بازديد و مشترك را دارند از خواص ويژه اي برخوردارند؛ حقيقتا وب معجزه ي قرن حاضر است....

 

                                            

 

                

هفته گذشته طومار 1000 سايت برتر از طرف

 پدر اينترنت نوين ؛ گوگل معرفي شد...

 

http://www.google.com/adplanner/static/top1000

                                                                                                                           درپناه حق

مجنون به دانشگاه ميرود

حتما بخونیدش یه جورایی زبان حال خودمونه(البته فقط قسمتای آخرش!)

داستان از اينجا شروع ميشه كه جناب مجنون بعد از كلي رفت و آمد گريه زاري بالاخره ميره به ليلي ميگه: ليلي جان

ز چشمم اشك مي آيد ز دل آه               پريشان گشته ام زين عشق جانكاه

دگر كافيست جانا گريه زاري                   بگو پس كي بيايم خواستگاري

ليلي هم آب پاكي رو ريخت رو دستش و گفت:

به جز دكتر نبوده خواستگارم                  تو بي مدرك چه داري انتظارم!

خلاصه گفت اگه منو ميخواي بايد درس بخوني و مدرك بگيري!

مجنونم كه از اسمش پيداست! عزم خودشو جزم كرد و

ز ليلي با دلي پر درد شد دور                پس از آن كرد مجنون عزم كنكور!

بالاخره ليلي مجنون و فرستاد دانشگاه به اميد اين كه ميره مدرك ميگيره برميگرده ولي.....

داستان کامل تو ادامه مطلب:

ادامه نوشته

چند شخصیت معروف و جمله های زیبا از آن ها

سلام به همگی

امیدوارم حالتون خوب باشه

یه چند تا جمله قشنگ رو از شخصیت های مهم جهان براتون نوشتم اگه  خواستید برید به ادامه مطلب

در پناه حق

ادامه نوشته

برنامه كامل بازيهاي جام جهاني 2010

همونطور که میدانید مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۱۰ در آفریقای جنوبی از روز جمعه ۲۱ خرداد با برگزاری بازی افتتاحیه بین تیم های مکزیک و آفریقای جنوبی آغاز می شود.در ادامه برنامه ی کامل بازی ها همراه با ساعت برگزاری به وقت ایران رو گذاشتم که امیدوارم ببینید و لذت ببرید.

به امید یک تابستون داغ فوتبالی

ادامه نوشته

اردوی خارج از تهران

 پارك جنگلي سوهانك

سلام ازتون ميخوام كه تصوير بالارو بدون برف تصور كنيد خودشم نزديك تابستون!!!!!!!!!!  آره درست حدس زدي ميشه عين كوير گرم و طاقت فرسا

ادامه نوشته

ارتباط مسواک کردن و بيماران قلبي‌

تحقيقات نشان مي‌دهد افرادي که دندا‌ن‌هاي خود را مسواک نمي‌زنند تا 2 بار بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي هستند.

به گزارش رويترز هلث، محققان انگليسي با مطالعه روي 12 هزار فرد بزرگسال دريافتند، افرادي با بهداشت ضعيف دهان و دندان تا 70 درصد بيشتر در معرض خطر بيماري‌هاي قلبي هستند در حالي که افرادي که روزانه 2 بار دندان‌هايشان را مي‌‌شويند کمتر دچار بيماري قلبي مي‌شوند. افراد مبتلا به بيماري‌هاي لثه احتمال بيشتري دارد تا به مشکلات قلبي و ديابت مبتلا شوند چرا که ميزان التهاب در بدن آنها بالاتر است. التهاب دهان و لثه‌ها نقش مهمي در ايجاد لخته‌هاي خوني دارد. به گفته محققان کالج سلطنتي لندن خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي در کساني که مسواک نمي‌زنند و دچار مشکلات لثه هستند و سيگار هم مي‌کشند از 70 به 135 درصد افزايش مي‌يابد. از ميان 11 هزار و 669 فردي که تحت مطالعه بودند 555 نفر مبتلا به بيماري‌هاي قلبي يا ساير بيماري‌هاي کرونري بودند که اين تاثير مسواک زدن منظم را بسيار برجسته کرده است. بيماري‌هاي لثه و دهاني دنداني عفونت بافت دهان و اطراف دندان است و بيشتر در کساني رخ مي‌دهد که به طور منظم مسواک نمي‌زنند. همچنين در اين تحقيقات مشخص شد 62 درصد از شرکت‌کنندگان به طور منظم و هر 6 ماه به دندانپزشک مراجعه مي‌کنند و 71 درصدشان حداقل 2 بار در روز مسواک مي‌زنند.
در پناه حق

سر فصل درس

سلام دوستان

لینک زیر سر فصل درس هایی که باید در کنار هم پاس کنیم

سر فصل هاي درس رشته IT

باتشکر فراوان از سرکار خانم جراحی که این لینک رو معرفی کردند .

در پناه حق

 

اين بچه را بارسلونا بزرگ کرد

 

 

 

 

در روزگاري که تعصب فوتباليست‌‌ها به پيراهن تيم‌شان رنگ باخته،

 اگر بازيکني بگويد تيم باشگاهي‌اش را تا آخر عمرش ترک نخواهد کرد،

 نبايد حرف او را جدي گرفت؛ مگر اينکه آن بازيکن، ليونل مسي باشد....

ادامه نوشته

معمای لانگرهانس

جزاير «لانگرهانس» در كجا هستند؟
 
پاسخ هفته بعد
درپناه حق

استاد ذوالفقاري

 

سلام بچه ها

يادتون هست كه جلسه اول استاد ذوالفقاري در مورد كتاب از خوب به عالي يه چيزايي گفت

كتاب جالبيه لينك دانلود رو براتون گذاشتم كه ازش استفاده كنيد.

لينك دانلود كتاب از خوب به عالي

www.crmroom.com

به نظر من علاوه بر آمار از آقاي ذوالفقاري ميتونيم چيزاي ديگه اي هم ياد بگيريم .

سایت استاد ذوالفقاری

www.behrizan.com

درپناه حق

 

مرد كور - رمز موفقيت

 

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود

 روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .

 روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت و...

ادامه نوشته

اردو خودموني

در رابطه با پيشنهادي كه اول وبلاگ دادم ؛ يه سري از بچه اومدن پيش من و موافقت خودشون رو اعلام كردن (قرار شد تو وبلاگ نظرتون رو بگيد)و از اونجايي كه پارك جمشيديه نزديكترين مكان تفريحي به دانشگاه بود قرار بر اين شد كه اونجا باشه.

حالا من از شما خواهش مي كنم كه اگر پيشنهاد ديگه داريد تو وبلاگ با اسم و فاميليتون و با ذكر روزيكه وقت آزاد داريد، نظر بذاريد، تا با هم ديگه به يه نتيجه اي برسيم ؛ به غير از جمشيديه ۳تا گزينه ديگه هم هست.

پيشنهاد اول : دركه

پيشنهاد دوم : دربند

پيشنهاد سوم : چيتگر

شرط برقراري اردو اينه كه تعداد بالا باشه وگرنه كنسل ميشه.

در پناه حق

مراقب افکارت باش ،    آنها  به گفتــــــــار تبدیل می شوند.

مراقب گفتارت باش ،     آنها  به کــــــــردار تبدیل می شوند.

مراقب کردارت باش ،    آنها  به عــــــــادت تبدیل می شوند.

مراقب عادتهایت باش،  آنها به شخصیت تبدیل می شوند.

مراقب شخصیتت باش ،  که ســــــــرنوشت تـــــو است.

داستان فيزيك

۲ هفته اول شروع كلاسها كه استاد فيزيك نداشتيم ، بعد از دوهفته آقاي صوتي با كلي تاخير اومدن و همون جلسه اول خط و نشوناشونه كشيدن(حالاخودمونيم استاد خوبي به نظر مي آمد)

اين جمعه كه گذشت ،يعني ديروز بازم استاد نداشتيم ، بچه ها همه جمع شدند و يك اعتراض نوشتيم واسه رئيس دانشگاه .....

نتيجه اين شد كه فيزيك اين ترم كلا حذف بشه و از هفته بعد يك درس عمومي جايگزينش كنند

همه اينا رو گفتم كه آخرش برسيم به بحث شهريه اي كه بابت فيزيك و آزمايشگاه فيزيك داديم؛

آقاي ابراهيمي به نيابت از رئيس دانشگاه گفتند :

 ترم بعد شهريه اي بابت فيزيك و آزمايشگاه فيزيك نبايد پرداخت كنيم.

درپناه حق

بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله بهتر است درصدد رفع آن برآييم.

((ويكتور هوگو))

زمانبدی کلاسهای روز جمعه 31/2/89

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم


اینم برنامه ی کلاسهای جمعه

فیزیک آقای صوتی : ۹ تا ۱۲

آمار آقای ذوالفقاری: ۱۲ تا ۱۵

آقای ابراهیمی گفتند که تا اطلاع ثانوی از آزمایشگاه فیزیک خبری نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!


بچه هایی هم که میخواهند از سرویس استفاده کنند ، ۸:۲۰ صبح جمعه پارک سوار مترو حقانی باشند.

در پناه حق